آخه من..................
ســـــــــــ ـــــــــ ـــــــلام
بالاخره اومدم ولی این دفعه فرق داره دیگه این وبلاگ برای دله خودمه
یادگاره یه عشقه عشـــــــــــقی که نشون دادم حقیقی بود همین برای من کافیه
دیگه می خوام خودم باشم و خودم با یه عشقه قدیمی با یه عشقه خاک خورده
اینجوری می تونم باور کنم که واقعا عاشق بودم 
همین برای یه عاشق بســـــــــــــــــــــــــــه
نمیدونم چرا ولی یه جورایی دیگه از این چیزا خسته شدم از این دوست دارم گفتن های الکی
از دوست داشتنایی که با یه مشکل کو چیک دیگه به دوست ندارم و هزارتا بدو بیراه
تبدیل میشه 
دعا می کنم برای اومن روزی که داگه این عشقا وجود نداشته باشه
به امید اون روز با عشقه واقعی خودم می مونم
خدايا عاشقان را غم مده
پشت کدامين لحظه بن بست جا ماندي تا ببيني
زنی اينجا مي خواست در تنهايي خويش آسمانش را باتو قسمت کند؟؟؟؟
وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتي تجسم آسمان
کوچک من در آن گم شد....
هيچ کس ندانست در بي پناهي شبهاي بي ستاره ام
چقدر لبان و قلبم ، پر از ستاره و دوستت دارم بود.....
و من چقدر بر حقيقي بودنش برخود ميباليدم....
اما..............
شايد که ديگر مهم نيست
که از تو گلايه کنم......
ديگر از خدايم هم نخواهم پرسيد
که چرا سهم من از اين همه سکوت و گذشت و عشقي بي آلايش
چيزي جز سركوب غرور ، سنگسار احساس و منطقهاي بي دليل نبود؟؟؟.......
من ميروم تا در پس ستارگان خاموش خويش گم شوم
بي آنکه تو را در آسمان کوچکم گم کنم.......
و ديگر هرگز از تو نخواهم پرسيد
که چــــــــــــرا وسعت آسمان تو
آنقدر بزرگ بود که حتي تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد؟؟
مهربانم آرزو ميکنم دلت هميشه بهاري باشه و آرزو ميکنم شقايق هاي
وجودت هيچ وقت پرپر نشه و قصه ي غصه هات روزي به پايان برسه .
من به يادت هستم
هرکجايي هستي
فصل گرما يا سرما
آن چه بايد اين است:
دوستت دارم .
امضا : غريبه
|
+|
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 توسط پریا
|
| ارسال به دوستان